جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
408
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
وجود آمدهاند . و هر سخنى كه مدعى است براى خدمت به انسان است ولى در راه صلح نيست ، سخنى است دروغ و خصلتى است پست و بىارج ! و هر عملى كه مىگويد در راه خدمت به زندگى است و آنگاه زندگان را در زير آهن و آتش و زير سم ستوران نابود مىسازد و از بين مىبرد ، عملى است بىنتيجه و ضد انسانى . و هر بينشى درباره زندگى و وضع انسان كه به برادرى - در ميان افراد بشرى كه با هم برادرند - دعوت نكند ، بينشى است ناقص و نظريهايست كوتاه ! چقدر بىارج و كمقدر است گفتهها ، كارها و بينشها ، در آن ساعت كه نهرها با خون پر مىشوند و باغها به بيابانها و خانهها بهويرانهها تبديل مىگردند . و چقدر بىفايده و ناتوان است سخنها و كارها و بينشها ، در آنهنگام كه انسان را مانند كاه در سير تندباد به آسمان مىبرد و در كام جنگ مىافكند تا او را بسوزاند و خاكستر كند ، و ناگهان زيبايىها و آرزوهاى زندگى به عدم و نابودى مىگرايد و بوم بر ويرانهها و خرابىهاى آبادى آن فرود مىآيد و براى خود لانه مىسازد ! اگر جنگ ، مرگ و نيستى است ، پس فقط صلح راه نجات است ! وانگهى صلح هدفى است كه به آرمانهاى ديگرى مىرسد : صلح حالتى است كه فرزندان انسانيت واحد در پرتو آن امكان مىيابند كه همه مواهب و نيروهاى خود را بهكار ببرند ، و در كوششهاى يگانه خود همكارى و تعاون داشته باشند ، تا به تدريج به آرزوهاى مشترك و واحد خود برسند . على بن ابيطالب كه افكار و روشهاى او در هر موضوع و ميدانى ، مانند شاخههاى ناشى از يك ريشه ، وحدت و هماهنگى دارند ،